تبليغاتX
نا رفیق

نا رفیق

یادته اتیشم زدی رفتی عقب گفتی بسوز......

دلت وقتی که تنها شد.

+ نوشته شده در  ساعت 16:58  توسط آنا  | 

دلت خوشه...!

+ نوشته شده در  ساعت 16:36  توسط آنا  | 

در ساحل رویا...

از دوست داشتن.......................

 

+ نوشته شده در  ساعت 16:33  توسط آنا  | 

دعایت می کنم با حال دلتنگی...

 

رفیق نیمه راه من !

 

سفر خوش ، خیر، همراهت

 

تو قدر من ندانستی

 

درون آب ، ماهی ،قدر دریا را

 

کجا داند؟

 

شکسته استخوان داند

بهای

 

مومیایی را...

+ نوشته شده در  ساعت 19:40  توسط آنا  | 

وایسا دنیا..............

وایسا دنیا من می خوام پیاده شم...

+ نوشته شده در  ساعت 21:49  توسط آنا  | 

عاشق شده بود.....

دیدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود .انگار خودش نبود

 

عاشق شده بود افتاد شکست .زیر باران بوسید ادم که

 

نکشته بود عاشق شده بود اگر قدر ثانیه های بدون

 

بازگشت را میدانستند و از لحظه های با شکوه موفقیت

 

چیزی شنیده بودند "هیچگاه...برای در چاله مانده چاه را

 

توصیف نمی کردند....

+ نوشته شده در  ساعت 14:7  توسط آنا  | 

به یاد خواهی آورد...

مرا به یاد خواهی آورد...

 

آنچنان که باران غبار را از سنگ

 

 قبر کهنه ای می شوید ...

 

تا نام فراموش گشته ای

 

بدرخشد...

 

از پس سالها :

 

                   مرا به یاد

 

خواهی آورد...

+ نوشته شده در  ساعت 15:27  توسط آنا  | 

بنده ی آزاد...

بگذار که با گریه خود شاد بمانم

آنم که چون ویران شوم آباد بمانم

در بال و پر خود زدم آتش که بسوزم

ز آن پیش که در پنجه ی صیاد بمانم

من نام خود را از دفتر ایام زدودم

چون نیستم آن قصه که در یاد بمانم

نا شادی ما گر سبب شادی غیرست

شادم که بمانم من و نا شاد بمانم

جز بر کرم دوست نیازی به کسم نیست

اینگونه شدم بنده که ازاد بمانم...

+ نوشته شده در  ساعت 21:9  توسط آنا  | 

بازی روزگار!

 بازی روزگار را نمی فهمم!

 

من تو را دوست دارم

 

تو دیگری را ...

 

دیگری مرا ...

 

و همه ما تنهاییم....

+ نوشته شده در  ساعت 14:38  توسط آنا  | 

زندگی رسم خوشایندی است...

زندگي يك زندان است. زندانهاي گوناگون.ولي

بعضي ها به ديوار زندان صورت مي كشند و

 

با آن خودشان را سر گرم مي كنند. بعضي ها مي

 خواهند فرار كنند. دستشان را بيهوده زخم

 

مي كنند. بعضي ها هم ماتم مي گيرند ولي اصل

كار اينست كه بايد خودمان را گول بزنيم

 

هميشه بايد خودمان را گول بزنيم. ولي وقتي مي

 آيد كه آدم از گول زدن خودش هم خسته

 

مي شود...! (صادق هدايت)

 

زندگي رسم خوشايندي است

زندگي بال و پري دارد با

وسعت  مرگ

زندگي پرشي دارداندازه ي عشق

زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه

 عادت از ياد من و تو برود

زندگي حس غريبي است كه يك مرغ

 مهاجر دارد

زندگي سوت قطاري است كه در

خواب تو مي پيچد

زندگي گل به توان ابديت

زندگي ضرب زمين در ضربان

دلهاست

زندگي هندسه ساده نفسهاست

هر كجا هستم باشم

آسمانمالمناست

پنجره.فكر.هوا.عشق.زمين. مال من

 

 است

آريايي.! آريايزندگي زيباست...!

 (داريوش)

+ نوشته شده در  ساعت 14:33  توسط آنا  |